پایگاه مقاومت بسیج امام محمد باقر (ع)
 
شنبه 01 مهر 1396 -

رای به سایت :
1457
محبوب

قاسمعلی لشگری

تاریخ شهادت:  1361-03-02
محل شهادت:  خرمشهر

نام :  قاسمعلی
نام خانوادگی : لشگری
تاریخ تولد : 8/1/1343
تاریخ شهادت : 2/3/61
ارگان اعزامی : بسیج
نحوه شهادت : اصابت گلوله
محل شهادت : خرمشهر
عملیات شهادت : کربلای 5
وضعیت تاهل : مجرد
آرامگاه شهید : بهشت زهرا قطعه 26 ردیف 26
عاشقان شهادت دو برادر
حسنعلی فرزند چهارم و قاسمعلی فرزند پنجم خانواده بودند.....قاسم بیست ساله بود که اول بار به جبهه های کردستان شتافت.او سرمست ولایت و عاشق شهادت بود آنقدر که لذتها و خوشی های دنیوی را از یاد برده و عاشقانه خود و خونش را فدای ملت و سرزمینش کرد.
بعد از کردستان عازم جبهه های خرمشهر شده ، آنجا که دیار عارفان است و سرزمین عاشقان.همانجا که جای جایش بوی غیرت است و مردانگی.
سرانجام قاسم در عملیات آزادسازی خرمشهر آن هنگام که در مقابل دشمن ایستاده بود و از دینش دفاع می کرد ناگهان تیری سینه گلگونش را به سختی شکافت و او را به معبودش یزدان رساند...
سه روز بعد پیکر لاله گون قاسم در بهشت زهرا تشییع می شود و در قطعه 26 زندگی جدیدی را آغاز می کند.

بسم الله الرحمن الرحیم
وصیت نامه شهید قاسمعلی لشگری
و لا تحسبن الذین فی سبیل الله احیاء عند ربهم یرزقون
مپندارید آنها که در راه خدا کشته شده اند مردگانند بلکه آنان زنده اند و نزد خدا روزی می خورند.
به اتفاق برادران بسیج تهران عازم جبهه می شوم تا به ندای هل من ناصر ینصرنی امام عزیز لبیک بگویم . به کمک برادرانم شتافتم. من این راه را خودم انتخاب کردم و آن هدفم الله است .با چشم باز این راه را انتخاب کردم و تا خونی در رگ دارم از حریم اسلام و قرآن دفاع می کنم . مادر عزیزم اگر من شهید شدم برایم گریه نکنید و برای امام حسین (ع) گریه کنید.
مادر جان خواهش من از تو این است هر اتفاقی پیش آمد زینب وار باشید و رهنمودهای امام را مو به مو اجرا کنید و در نماز جمعه و دعای کمیل شرکت نمایید .مشتی محکم بر دهان ابرقدرتها بزنید . امیدوارم مادر جان بخاطر حضرت فاطمه الزهرا (س) مرا ببخشی.
برادرانم ، سعی کنید و درک کنید اسلام راه امامان است که رفتند و ما هم راه آنها را انتخاب کنیم . وحدت را حفظ کنید و خدا را از یاد مبرید و همیشه در یاد خدا باشید. چیزی که در درگاه خداوند متعال قابل قبول است ، ایمان شماهاست.
اگر من شهید شدم ، اسلحه من و دیگر رزمندگان را بردارید و با دشمن سرسخت خود بجنگید.
خواهران عزیزم ، خدا نگهدار شما باشد . خواهش من از شما این است مثل زینب (س) باشید و هر مصیبتی پیش آمد ، اتفاق کربلا را پیش چشم خود قرار دهید و مثل زینب (س) شجاع باشید و عفت و حجاب خود را حفظ کنید. برایم گریه نکنید چون که این شهید شدن آرزوی من بوده . منتظر من نباشید . من را خدا به ملاقات خود خواسته بود و من او را شناختم.
برادرم حسین جان وصیت من این است ، از پول خودم به مصرف ختم خودم کنید . هرچه پول از کارخانه به بنده تعلق می گیرد به مادر تعلق دارد و زیادی آن را به جنگ زدگان بدهید.
اگر کربلا را نگیریم برنمی گردیم  . خدایا شهادتم را که خاری در چشم دشمنان است را بپذیر . برایم دعا کنید بلکه رستگار شوم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته