پایگاه مقاومت بسیج حضرت ابوالفضل (ع)
 
جمعه 03 آذر 1396 -

رای به سایت :
385
محبوب
صفحه نخست ›› دین و اندیشه ›› حوزه 209 موحد ›› پایگاه مقاومت بسیج حضرت ابوالفضل (ع)
2
محبوب  
رای به خبر :
نکات آموزنده در رمضان (12)
ماه مبارک رمضان : روز چهاردهم/

نکات آموزنده در رمضان (12)

طبق برنامه ریزی های انجام شده،در دهه دوم ماه مبارک رمضان،حجت الاسلام و المسلمین صمدی،بعد از نماز ظهروعصرِ دوشنبه ۳۱ خرداد،سخنرانی خود را آغاز کرد.
calendar
تاریخ : 1395/04/01 - 10:31

به گزارش قسم از پایگاه مقاومت بسیج حضرت ابوالفضل (ع)  حوزه 209 موحد  ناحیه مقاومت بسیج حمزه سید الشهدا ،حجت الاسلام و المسلمین صمدی موضوع احکام امروز را به بحث قسم خوردن اختصاص داد و گفت:«حدالامکان باید سعی کنیم که قسم نخوریم.قسم دو نوع است،یا حقیقت دارد و قسم راست است و یا قسم دروغ است.اگر قسم دروغ باشد در بعضی از موارد کفاره نیز شامل حال آن قسم می شود.»

وی حدیثی از پیامبر اکرم(ص) که می گفت:«در ماه مبارک رمضان با قلب پاک ونیت خالص از خداوند یاری بجویید» را بیان کرد و گفت:«سعی کنیم برای تمامی کارهایمان نیت بگذاریم.با توجه به نقلی از محمد حنیفیه که خداوند در روز سیصد و شصت مرتبه به بندگانش نظر می کند،ما نیز باید جواب خوبی هایش را بدهیم و راه حل کاربردی این مسئله،نیت است.»

در ادامه گفت:«شهید ثانی نقل کرده است که:«من حدود چهل سال هیچ عمل مباحی انجام ندادم».این حرف شهید ثانی کمی تامل بار است که چگونه چهل سال هیچ عمل مباحی انجام ندهیم.جواب پرسش این است که شهید فرمود:من در کنار تمامی کارهایم نیت می گذاشتم،مثلا وقتی می خوابیدم،میگفتم خداوندا من میخوابم تا انرژی داشته باشم که به بندگانت خدمت کنم.»

در آخر دو داستان از کارهای کوچک بزرگان را بیان کرد:« یکی از آنها حاج اسماعیل اربابی را بود که اطرافیان وی دیدند،ایشان روزی در زیر عبا خود آجری قایم کرده بود و وقتی به محله رسید آجر را بین مصالح جلوی مسجد که برای ساخت مسجد بود ریخت و گفت من همینقدر میتوانستم کمک کنم.»

داستان دیگر به نقل از فرزندِ یکی بزرگان بود که می گفت:«روزی که پدرم فوت کرد،وصیت کرده بود،بغچه ای را درون قبرش بگذارم.کنجکاو شدم و درون بغچه را نگاه کردم و دیدم که پر از زباله های کوچک مثل دانه خرما و پوست تخمه و ... است.ابتدا شک کردم که بغچه را درون قبر نگذارم.اما به خودم نهیبی زدم و گفتم عمل به وصیت میت واجب است،سپس بغچه را درون قبر گذاشتم.همان شب پدرم به خوابم آمد و گفت:همان بغچه مرا نجات داد.پرسیدم چگونه ممکن است،درون آن بغچه چیزی جز زباله نبود.پدرم در پاسخ گفت:من آن زباله ها را هنگامی که در راه مسجد در حال راه رفتن بودم به نیت اذیت نشدن بندگان خدا از روی زمین جمع می کردم،همین شد که بخاطره نیتم نجات پیدا کردم.»

 


انتهای پیام /
کدخبرنگار: 5045






Reply
no
0
yes
0
نجم الراقب
1395/04/01 - 12:20
بابا حداقل 2 تا عکس بذار همش تکراری شد.