پایگاه مقاومت بسیج شهیدان حاج محمدی
 
پنجشنبه 26 مهر 1397 -

رای به سایت :
90
محبوب

حمداله حاج محمدی

تاریخ شهادت:  1360-06-16
محل شهادت:  بازی دراز

«بسم رب الشهداء و الصدیقین»

زندگی نامه  شهید حمداله حاج محمدی

ایشان در سال 1330 در روستای دیزج آباد زنجان به همراه برادر دوقلویش چشم به جهان گشود.

خانواده ی ایشان ساده و مذهبی بودند و شغل پدرشان کشاورزی بود.

ایشان چهار ساله بود همراه خانواده اش به تهران مهاجرت کردند و در ملحه ی دوراه قپان تهران ساکن شدند

پس از آن در ده سالگی به علت شغل پدر که در فرودگگاه مهرآباد بوود به محله ی مهرآباد آمدند و در این محله ی ساکن شدند.

دوارده ساله بود که به دلیل مشکلات مالی و اقتصادی خانواده مشغول کار شد و همزمان به صورت شبانه ادامه تحصیل داد و توانست تحصیلات ابتدایی خود را به پایان برساند .

در پانزده سالگی پدر خود را از دست داد از آن پس جدی کار خود را دنبال کرد و در بازار تهران مشغول شغل بافندگی شد .

شهید حمداله در دوران زندگی خوود دو مرتبه بر اثر حوادث تا مرحله ی مرگ پیش رفت از جمله در سن هفده سالگی بر اثر ریزش سقف منزل زیر آوار ماند ولی به خواست خدا نجات پیدا کرد و یک بار در سن بیست سالگی به زیارت امام زده داوود (ع) رفته بود از کوه های کول خخاکی به دره سقوط کرد و همه جای بدنش جراحت شدیدی برداشت ولی باز هم به طور معجزه آسایی نجات پیدا کرد و این خوست خدا بود که زنده بماند و به درجه ی رفیع شهادت برسد.

در همان سال ها در فعالیت های انقلابی شرکت گسترده ای داشت

فعالیت های او شامل:

1-مطالعات نشریات مذهبی و فرهنگی مانند نشریه ی مکتب اسلام که آن زمان در حوضه ی علمیه ی قم به چاپ میرسید و ایشان از مشترکان ماهانه ی این نشریه بود.د

2-در اوج انقلاب به کتاب فروشی در جلوی مساجد محله و فروش کتاب های استاد مطهری ,دکتر شریعتی و استاد فخرادین حجازی مشغول شد

3-شرکت در جلسات سخنرانی انقلابیونی شامل استاد فخرالدین حجازی و آقای فلسفی و آقای کافی و...

4- شرکت در فعالیت ها انقلابی در مساجد محل (مسجد حضرت امیرالمومنین (ع),مسجد یوسف(ع), مسجد پیغمبر(ص))

5-پخش اعلامیه های امام در مناطق مختلف مل بازار ها,مسجد ارگ و مسجد امام خمنی (ره)

6- شرکت در جمع دانشجویان انقلابی دانشگاه تهران و مباحثه در گروه های دانشجویی.

7-شرکت در تظاهرات علیه رژیم طاغوت و محمدرضا پهلوی به صورت مستمر .

8-ساخت بمب های دست ساز در منزل و پخش بین انقلابیون .

9-کمک و پناه دادن به سربازان انقلابی که از پادگان ها گرخته بودند .

10- شرکت در تخریب مراکز فساد از جمله کارخانه ی آبجو سازی شمس.

11-کمک به تسخیر پادگان های رژیم شاهی از جمله پایگاه جی و دپوی ارتش و به ست آوردن اسلحه برای قیام علیه رژیم وقت .

12-ایشان از اولین کسانی ودند که فعالیت های انقلابی را در منطقه و محله ترویج دادند و از اولین شهادای منطقه نیز بودند.

13-ایشان بلافاصله پس از انقلاب به کمک نظام مقدس جهوری اسلامی شتافت و در ابتدا در ستاد مسجد حضرت امیرالمومنین (ع) که در آن زمان وظیفه ی ایجاد امنیت و آرامش را در جاهای مورد نیاز در منطقه و سطح شهر برعهده داشت اعزام شد.

پس از آن هم در کمیته ی انقلاب اسلامی شرکت کرد و همراه به عنوان سربازی مسلمان به خدمت خود ادامه میداد.

همان ابتدای تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد سپاه شد و وظیفه ی خود را برای خدمت به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به صورت پاسدار ادامه داد.

پیش از شروع جنگ به نوان پاسدار در خاموش کردن ناامنی های کردستان که به دست کرد های کومله و دموکرات و انقلاب شروع شده بود شرکت کرد .

با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به سردمداری صدام ملون به جبها های جنگ رفت و در جبه های جنگ رفت و در جبهه های جنوب و غرب کشور به پاسداری از کیان کشور و ارزش های اسلامی پرداخت.

در دوران دفاع مقدس شرکت مستمر در جبهه ها داشت به طوری که حتی یک بار وقتی مجروح شد به پشت جبهه ها آود و پس از رفع کسالت و جراحت  استراحت چند روزه در منزل و دیدار با رهبر انقلاب و مفتدای محبوبش دوباره به جهبه بازگشت.

ایشان در شانزده شهریور سال یکهزار و سیصد و شصت در منطقه ی بازی دراز در جبهه های غرب کشور در حالی که سال ها برای اسلام و انقلاب مجاهدت کرده بود ,شربت شهادت نوشید و به لقای پروردگارش رسید .شهید حمداله حاج محمدی,انسانی آراسته و با اخلاق نیک و مومن بود و همیشه در نماز جماعت و نماز جمعه شرکت داشت و به نماز او وقت بسیار پایبند بود طوری که همیشه در ماه های مبرک رکضان اول نماز میخواند بعد افطار میکرد. بسیار اهل مطالعه و قرآن خواندن بود . در حد توان خ.د به افراد بی بضاعت کمک میکرد و همیشه احترام خاصی به خانواده,پدر و مادرش داشت.

 

«« روحش شاد و یادش گرامی باد »»

"پایگاه شهیدان حاج محمدی"